|
سلام بر خداوند,سلام بر عشق و سلام بر تو ای دوست...
|
تو همون بودی که من خوابش دیدم
تو همونی که می خوام براش بمیرم
تو همون فرشته ای از جنس آدم
تو واسم نشونه از خدای عالم
تو همونی که تو خنده هام شریکی
توی درد و غصه هام واسم طبیبی
تو همون رویای پاکی که توی شبهای من بود
تو یه قطره از خدایی..خدایی
تو همون بودی و هستی که می خوام براش بمیرم
از خدا خواستم همیشه پیش تو آروم بگیرم
تو واسم دنیای عشقی تو تموم لحظه هامی
تازه میشم روح و جونم وقتی که تو پا به پامی






از خدا می خوام همیشه که کنار تو بمونم
شمع باش پروانه میشم تا کنار تو بسوزم
وقتی چشمات گریه می کرد آرزوم بود که بمیرم
کاش بودم کنارت ای گل تا که دستاتو بگیرم
توووووووو تو یه قطره از خدایی..خدایی






آسمون رویا امشب گرمه از تب من
ماه آرزوهام اومده تو شب من
عطر شرم بوسه رو لبهای بسته ی من
لحظه ی نوازش دل من..دل تو..دل ما
دل همه ی آدما مگه چی می خواد
آروم اومدی تو خوابم آروم اومدی مثل رقص یک پروانه با ناز سایه ی گل
بوی عشق تو هوا پیچید اشک تو رو لب من بوسید
قلب منو همه جا ..همه جا..همه جا برد
خوابی که عشق تو چشای تو دید
اروم اومدی تو خوابم آروم اومدی مثل رقص یک پروانه با ناز سایه ی گل
آه از این سفر کوتاه بازم منو تو دوری و آه
می ترسن از من و تو من وتو من و تو حیف
تو قلب ما نه هوس نه گناه
بوی عشق تو هوا پیچید اشک تورو لب من بوسید
قلب منو همه جا .. همه جا.. همه جا برد
خوابی که عشق تو چشای تو دید........

دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست
گاه سکوت است و گاه نگــــــاه...غـــــريبه !!!اين درد مشترک من و توست که گاهی نمی توانيم در چشمهای يکديگــر نگــــاه کنيم
یه روز دلو دادم بهت امروز می خوام پس بگیرم دیگه نمیخوام دروغی برای چشمات بمیرم
تو اونی نیستی که دلم یه عمری آرزوشو داشت اونکه که به پاش این دل من بود و نبودشو گذاشت
نفهمیدم که چشم تو به من خیانت می کنه دلت پیش غریبه ای ازم شکایت می کنه!!

من میرم بسه دیگه
طاقت موندن ندارم
بین این همه گناه حس واسه خوندن ندارم
بزرگترین گناه من باور عشقت بود و بس
این آخرین ترانمه همراه آخرین نفس

یه روز دلو دادم بهت امروز می خوام پس بگیرم دیگه نمیخوام دروغی برای چشمات بمیرم
تو اونی نیستی که دلم یه عمری آرزوشو داشت اونکه که به پاش این دل من بود و نبودشو گذاشت
نفهمیدم که چشم تو به من خیانت می کنه دلت پیش غریبه ای ازم شکایت می کنه!!!

وقتی گریبان عدم
با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را
پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را
در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را
با اشکهایم می چشید
من عاشق چشمت شدم
نه عقل بود ونه دلی
چیزی نمی دانم از این
دیوانگی و عاقلی

مدتي است ديگر صدايم را نمي شنوي
نگام نکن با اون چشات
از اون نگات دارم دیونه می شم
می بخشمت که تو برگردی پیشم
نگام نکن...با اون چشات
دنیای بی تو بودن خیلی سخته
نبودنت کناره من یه درده
باورم شده توی خاطرم جای تو خالیه همیشه
مرده دیگه این خنده های من
سهم منم گریه میشه
من میمیرم...
خوب می دونم دیگه منو دوست نداری...
تنهام نزار ...بی تو من میمیرم
چه ساده تو عوض شدی
خندت مثل همیشه نیست
اما بزار باهات بمونم
من میمیرم...
نگام نکن...با اون چشات
از اون نگات دارم دیونه میشم
می بخشمت که تو برگردی پیشم
نگام نکن...با اون چشات
بزار تا هق هقم آروم بگیره
می بخشمت اگه دلت اسیره
باورم شده توی خاطرم
جای تو خالیه همیشه
مرده دیگه این خنده های من
سهم منم گریه میشه
من میمیرم...
نگاه زبان مخصوصیت که نیاز به ترجمه ندارد!
خداوند روز اول آفتاب را آفرید
روز دوم دریا را...
روز سوم صدا را...
روز چهارم رنگها را...
روز پنجم حیوانات را...
روز ششم انسان ها را ...
و روز هفتم خداوند اندیشید
چه چیز را نیافریده است..پس تو را برای من آفرید...

لبم محکوم شد به ساده بودن
غرورم محکوم شد به خونسرد بودن
احساسم محکوم شد به کم حرف بودن
دلم محکوم شد به گوشه گیر بودن
چشمانم محکوم شد به مهربان بودن
دستهایم محکوم شد به سرد بودن
پاهایم محکوم شد به تنها رفتن
آرزوهایم محکوم شد به محال بودن
وجودم محکوم شد به تنها بودن
عشقم محکوم شد به محبوس بودن
و اما امروز تو عشق من محکوم میشوی به خاطر اسیر بودن
و من باز هم مثل همیشه خودم رو محکوم میکنم به عاشق
بودن

من ان غریب دیروز..... اشنای امروز.... و فراموش شده فردایم .......در اشنا یی امروز می نویسم تا در فراموشی فردا . یا دم کنی
کاش زندگی فرصت دهد گاهی از گل ها یاد کنیم کاش بخشی از زمان خویش را وقت قسمت کردن شادی کنیم
در زمانی که:
وفا قصه برف به تابستان است وصداقت گل نایابی است ودر آینه چشمان شقایق ها نیز عابر و ظالم و بی عاطفه غم جاریست به چه کس باید گفت ؟
با تو خوشبخت ترین انسانم

رفتنه من شاید یه امتحانه واسه شناخت تو تو این زمونه

هیچکی از رفتن من غصه نخورد
هیچکی با موندن من شاد نشد
وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت
بغض هیچ آدمی فریاد نشد
وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه
پس چشه هیچکسی عاشقم نکرد
وقتی رفتم نه که بارون نگرفت
هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود
اگه شب میرفتم و خورشید نبود
آسمون خوب میدونم مهتابی بود
دم رفتن کسی گفت سفر بخیر
که واسم غریب و ناشناخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب من
همه ی آرزوهاشو باخته بود
چهره ی هیچکسی پژمرده نبود
گلا اما همه پژمرده بودن
کسائیکه واسشون مهم بودم
همه شاید یه جوری مرده بودن

تقدیم به دایی عزیزم که آفتاب مهرش در آستان قلبم همچنان پا برجاست و هرگز غروب نخواهد کرد
چشمان زیبایت را هنوز به خاطر داریم(یادت همیشه سبز)
ترانه های ماندگار در خاطرم!*******(زمزمه های دلتنگی هام)
دوباره باز یاد تو شد زمزمه ی نبودنم ببین که عاقبت چی شد قصه ی با تو بودنم

غریبه ها جای منو توی دلت گرفتن
همفسرم عشق تو هم رفیق نیمه راه بود
یه عشق ناب تو قلبمون مشغول طنازی بود
خدا هم از بودن ما با هم دیگه راضی بود







صداقت قلب منو اون دید و باورش نشد
اشکای غم رو گونه هام چکید و باورش نشد
گفتم اگه خدا خداست یه روز به حرفم می رسی
یه روز میاد دل خودت بشه گرفتار کسی







دل تاب تنهایی ندارم
باور نکن تنهایی ات را
هر جای این دنیا که باشی
من با توام تنهای تنها
من با توام هر جا که هستی
حتی اگر با هم نباشیم
حتی اگر یک لحظه یک روز با هم در این عالم نباشیم







حالا که از تو دورم
بذار که حرف دلمو بیارم به زبونم
بذار بگم که اگه من اون سر دنیا باشماگه من شاد باشم یا که غمگین باشم
اگه خنده رو لبام موج میزنه
یا که اشک رو گونه هام چکه کنه
اگر در خواب باشم یا که بیدار باشم
اگه تو جمع باشم یا که تنها باشم
من فقط لحظه هارو به یاد تو میگذرونم







عشق من فرصت ما تو زندگی خیلی کمه
بگو که دوسم داری تا یه غزل جون بگیرم
نکنه یه وقت بری عاشقتو جا بزاری
نمی دونم چی می شه لحظه ی رسیدنت







برای دل بستن نگو فرصتی نیست
نگو هر چی به وقتش دوست داشتن نوبتی نیست







بنویس دوست دارمرو رو تن سفید دفتر
من می خوام که زندگی رو بگیرم به عشقت از سر







یه روز یه وقت یه جایی چشم من می افته تو چشمای تو
اما این همون خیاله که با من هست تا همیشه
نمی خوام که ناامیدی بشینه تو قلب خسته ام
چی دیدی خدارو شاید بشی ماله من همیشه







اگه پرواز دل من روی یک خط غمه اگه طول خط عمرم پره از پیچ و خمه
باید از جاده ی غم یه درس عبرت بگیرم توی این راه بمونم عشقمو پس بگیرم
اگه تنها شدنم ای خدا یه قسمته
پس بزار تنها بمونم تنهایی یه نعمته







هر چی میگی و تحمل می کنم
دستامو به سوی تو پل می کنم
شده خط به خط شعرم پر آه
من دیگه تموم شدم ...شدم تباه
دنیا برام همین دو روز بود دیگه من...تنها می مونم
کجا می بریم خدایا اینو اصلا نمی دونم
آسمون تیره و تار کسی با من کاری نداره...
وقتیکه دارم می میرم بزار دستاتو بگیرم............




عشق!
شاگردی از استادش پرسید:<<عشق چیست؟>>
استاد در جواب گفت:<<به گندم زار برو و پرخوشه ترین شاخه را بیاور.اما در هنگام عبور از گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی!>>
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.
استاد پرسید:<<چه آوردی؟>>و شاگرد با حسرت جواب داد:<<هیچ!هر چه جلو می رفتم خوشه های پرپشت تر می دیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین تا انتهای گندم زار رفتم.>>
استاد گفت:<<عشق یعنی همین.چشمانت را وقف نگاهی کن که قدر نگاهت را بداند.>>
هیچ بزرگسالی با عشق چهره به چهره نمی شود باید کودک شود فارغ و دل آسوده!

و یکی چگونه می توانست باشد ؟
هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ، هست
.و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت
عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند
.خوبی ها همواره نگران که آنرا بفهمد
.و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد
.و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد
.و غرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند
.و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور
.اما کسی نداشت
...و خدا آفریدگار بود
.و چگونه می توانست نیافریند
.زمین ر ا گسترد و آسمانها را برکشید
...و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود
.و با نبودن چگونه توانستن بود ؟
و خدا بود و با او عدم بود
.و عدم گوش نداشت
.حرف هایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود ، نمی گوییم
.و حرفهایی است برای نگفتن
...حرف های خوب و بزرگ و ماورائی همین هایند
.و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد
...و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت
.درونش از آنها سرشار بود
.و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد ؟
و خدا بود و عدم
.جز خدا هیچ نبود
.در نبودن ، نتوانستن بود
.با نبودن نتوان بودن
.و خدا تنها بود
.هر کسی گمشده ای دارد
و خدا گمشده ای داشت
"دکتر علی شریعتی"

وقت رفتن نمی خوام ببینمت می دونم ببینمت کم میارم اگه یک لحظه فقط نگام کنی
دلمو پشت سرم جا می زارم اگه خونسرد نگام به دل نگیر دل تو یه روز ازم خسته می شه
اگه اسممو فقط صدا کنی راه رفتن واسه من بسته می شه
وقت رفتن نباید گریه کنی اینجوری دلم برات تنگ نمی شه
می دونم هر جای دنیا که باشم رو دلم عشق تو کمرنگ نمیشه
اگه خونسرد نگام به دل نگیر دل تو یه روز ازم خسته می شه
اگه اسممو فقط صدا کنی راه رفتن واسه من بسته میشه
دیگه رفتم....![]()

داداشه گلم علی ناز و سمیرا بهترین دوست گلم

می خواستم زیباترین کلامها را در روز قبولیتان در دانشگاه تقدیمتان کنم ولی پنداشتم ساده نوشتن هم مثه ساده زیستن زیباست پس ساده می گویم تبریک تبریک تبریککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککک![]()
مواظب باشین از اون حکمتایی که واسه من پیش اومد واسه شما نیاد
منو یادتون نره هااااااااااااااا منو یادتون نره هاااااااااا بالاخره یه جورایی همسایه که هستیم منتها من از این ور می رم شما از اون ور میرین قربونه مرام جفتتون با اون سابقه لوتی گری که از من دارین الحق که داداشه خودمی علییییییییییییییییی و الحق که رفیق خودمی سمیرااااااااااااا ![]()
![]()
این یکی از بزرگترین آرزوهای من بود امیدوارم در درس و زندگی موفق باشین![]()

از دست تو نیست دل من از گریه پره مثه تو طاقت نداره واسه تو هر دم میباره
دیگه اشکای من طاقت موندن ندارن نباشی بی تو باز میمیرن میریزن بی تو هر دم میبارن
تو تموم دنیامی تو تموم حرفامی تو همه ی لحظه ی گرم عاشق بودنی
یه ستاره دار چشمک میزنه از آسمون داره دلمو میبره انگاری بی نام و نشون
اون ستاره همون چشمای توی تو آسمون داره پرپر میزنه دلم واسه دیدن اون
تو تموم دنیامی تو تموم حرفامی تو همه ی لحظه ی گرم عاشق بودنی

سریع اون نگاهو بشکن فاصله سزای ما نیست تو بمون واسه همیشه این جدایی حق ما نیست بودن تو آرزومه حتی واسه ی یه لحظه میمیرم بی تو
خوندن من یه بهونست یه سروده عاشقانست من برات ترانه می گم تا بدونی که باهاتم تو خودت دلیل بودنم بی تو شب سحر نمیشه میمیرم بی تو
من عشقترو به همه دنیا نمی دم حتی یادت رو به کوه و دریا نمی دم با تو می مونم واسه همیشه اگه دنیا بخواد من وتو تنها بمونیم واست میمیرم
واست میمیرم جواب دنیارو میدم با تو می مونم واسه همیشه خاطرات تورو چه خوب چه بد هک می کنم توی تنهاییام فقط به تو فکر می کنم با تو می مونم واسه همیشه

عشق من بدون تو دنیا برام جهنمه
عشق من فرصت ما تو زندگی خیلی کمه
بگو که دوسم داری تا یه غزل جون بگیرم
بگو که دوسم داری اگه نمی خوای بمیرم
بگو که دوسم داری
دوسم داری
نکنه یه وقت بری عاشقتو جا بذاری
بگو که دوسم داری
دوسم داری
خیلی زیاد..بگو که دوسم داری دلت فقط منو می خواد
عشق من بدون تو هیچی قشنگی نداره
دل من بدون تو رویای رنگی نداره
عشق من با تو فقط منظره ها دیدنین
گل از روی گونه ی قشنگ تو چیدنین
عشق من از دل من بگو خبر داری بگو
بگو که عاشقمی تنهام نمی زاری بگو
بگو من چکار کنم بازم برای دیدنت
نمی دونم چی می شه لحظه ی رسیدنت
بگو که دوسم داری
دوسم داری
نکنه یه وقت بری عاشقتو جا بذاری
بگو که دوسم داری
دوسم داری
خیلی زیاد..بگو که دوسم داری دلت فقط منو می خواد

این ترانه رو فرزاد فرومند خونده واقعا زیباست حتما از نت دانلود کنین یا کاستشو بگیرین مطمینم خوشتون میاد واقعا به دل می شینه من شخصا این ترانه شو با ترانه ی چشمای سیاهت رو خیلی دوست دارم امیدوارم شما هم خوشتون بیاد ![]()
زیباترین گل با اولین باد پاییزی پرپر شد باوفاترین دوست با مرور زمان بی وفا شد این پرپرشدن از گل نیست از طبیعت است این بی وفایی از یار نیست از روزگار است.
توی باغا گل سرخی
توی آسمون ستاره
جایی رو سراغ ندارم که نشون از تو نداره
تاریخ تولدتو توی دفتر سفیدم
شب که چشمامو می بندم باز نمی زاری بخوابم
عکس تو جور عجیبی توی چشمام می درخشه
اینو فقط خدامی دونه کاش خودش منو ببخشه
تو تابستون نیمی آفتاب
تو زمستون نیمی سایه
تو همونی که گرونه
نمیاد به دستم آسون
وقتی من تو آسمونم
تو توی راه زمینی
مشکل اینه چون عزیزی هر جا باشی نازنینی


![]()

![]()
![]()


قیمت نگاه نازت خیلیه مثل صداقت
مثل خوب بودن تو سختی واسه اثبات رفاقت

















نوشته های خوشگلی بود از یه دوست که تو نامه های قشنگش واسم می نوشت امیدوارم الان هر جا که هست موفق باشه و کامیاب هر چند که.....

















*دوست می دارمت*
تو را بجای همه ی روزگارانی که نمی زیستم دوست می دارم
برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و به خاطر نخستین گناه
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارن دوست می دارم
*پس به نام زندگی هرگز نگو هرگز*
![]()
help of god
i can not
do every thing
my self
i need a hand
from the sky
a help
a love a light
i can live
with light of god
من نمی توانم به تنهایی کاری انجام دهم
من نیاز به دستی از آسمان دارم
یک کمک یک عشق یک نور
من تنها با نور خدا زندگی می کنم
<<آلن دواگ>>
همیشه تو کتابای درسیم می نوشتم یادش بخیر....یادی رود و یادگاری ماند الانم همیشه یه جورایی تو برگه ها و جزوه هام می نویسم از این چیزا مخصوصا موقع امتحانام همیشه با خدا درد و دل می کنم خدارو شکر خدام همیشه هوامو داشته البته این ترم نمی دونم چی شد...ولی می دونم یه حکمتی داشته ...نه؟!!!!
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد یا حسین گفتیم درها باز شد
ذکر یا عباس ذکر عاشقی است نام
مهدی عزت و بالندگی است.اعیاد شعبانیه خجسته باد (عمریه دلم گرفته گله دارم از جدایی غایب همیشه حاضر
تو کجایی تو کجایی)عید همتون مبارک دوستای گلم از این روزا استفاده کنین امیدوارم به همتون خوش بگذره

خسته ام از این زندگی
از این دلبستگی
نامهربانی ها
عاشق شدن ها
بی وفایی ها
خسته ام از شکسته شدن دلها
از نوای غم انگیز پرنده
از دلسوزی های بی مورد
خسته ام از این همه خسته شدن ها
از خستگی ها
از بوی ناخوش بی رحمی ها
خسته ام از خودم از تو از دل
از صدای آبشار
از طلوع و بودن
از غروب و مردن
خسته ام از خستگی هایم










کاش می شد باطن مردم را می شناختم ولی اینگونه نشد چون همه یک چهره ی نامفهوم دارند.کاش می شد تو را هم می شناختم ولی تو این فرصت را به من ندادی چون خداوند مرا بیشتر دوست داشت. عجب زمونه ای شده همه پشت یه نقاب قایم شدن هیچکس خودش نیست همه دارن تظاهر می کنن عشقا شده فقط واسه سرگرمی خیلی جالبه نه؟ بیخودی خودتونو کوچیک نکنین غرور همیشه هم بد نیست.دنیا آنقدر بزرگ است که به اندازه ی همه ی مخلوقات جا دارد.به جای اینکه جای کسی رو بگیرید بگردید و بگردید تا جای اصلی خود را پیدا کنید.










دوستی مثه ایستادن روی سیمان خیس است.هر چه بیشتر بمانی رفتنت سخت تر میشه و اگر رفتی جای پاهایت برای همیشه به جا می ماند.مگه نه؟در اوج ناامیدی تاریکی و سیاهی دستی پر از نور روشن و قدرتمند دستت را می گیرد و آن چیزی نیست جز مهر پروردگار.










گفتی که چو خورشید زنم سوی تو پر
چون ماه شبی می کشم از پنجره سر
اندوه که خورشید شدی تنگ غروب
افسوس که مهتاب شدی وقت سحر
(فریدون مشیری)
آری آغاز دوست داشتن است
گر چه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
من کویر نیمه جونم رو به جونونم
با تو جون میگیرم
عشق تو بسته به جونم
اگه تنها بمونم باور کن می میرم
برای دل بستن نگو فرصتی نیست
نگو هر چی به وقتش دوست داشتن نوبتی نیست
نگو دیگه رفتی
نزار بشم تنها
گل بارون زده دل گیره بی تو دنیا
